چوپان ها به خبرهای خوش فرشته گوش می دهند.
چوپان ها به خبرهای خوش فرشته گوش می دهند.

left right
point خداوند این جهان را دوست داشت و به این دنیا یگانه فرزند خود را عطا فرمود تا هر
کس که به او ایمان آورد نابود نشود و زندگی ابدی داشته باشد. (یوحنا 3:16 )

point چرا چوپان ها شب بیرون بودند؟
point چه کسی به چوپان ها گفت که عیسی متولد شد؟
point چه چیزی حکیمان را به سوی عیسای نوزاد راهنمایی کرد؟

چوپان ها و حکیمان

پیامبران آسمانی خبرهای خوب را اعلام می کنند

چند ساعت پس از آنکه عیسی متولد شد، شهر بیت لحم کاملاً خاموش شد. در محل دورتری
سگی پارس می کرد. شهر خواب آلوده، از رویداد بزرگی که به تازگی درآنجا اتفاق افتاده بود خبر
نداشت.
در دامنه تپه های اطراف آن شهر، چوپان هایی بودند که شب با چشمانی خواب آلود از گله
های خود مراقبت می کردند.
ناگهان در اطراف ایشان نور جلال خداوند درخشان گردید و فرشته ای در میان آنها ظاهر شد.
آنها به شدت ترسیدند.
فرشته به ایشان گفت: «نترسید! به خاطر اینکه من بهترین نوید را برایتان آورده ام. همین
امروز مسیح خداوند و نجات دهنده شما در آغلی واقع در بیت لحم چشم به دنیا گشود! شما او
را در حالی که در قنداق پیچیده شده و در آغل خوابیده است خواهید یافت.
ناگهان هزاران فرشته آسمانی دیگر به آن فرشته پیوستند و کل آن منطقه را غرق در نور
ساختند. آنها یکصدا خداوند را ستایش می کردند و می گفتند: «خدا را در آسمانها جلال باد و بر
زمین، درمیان مردمی که خدا را خشنود می سازند، آرامش و صفا بر قرار باد! » سپس فرشتگان به
همان ترتیبی که ظاهر شده بودند ناگهان، دوباره ناپدید شدند.
چوپان ها با عجله از اطراف دشت ها به بیت لحم شتافتند. آنجا دیدند نوزادی را که فرشتگان
نوید او را داده بودند در آغلی خوابیده است. چوپان ها سخنانی را که فرشته درباره نوزاد گفته
بود، برای مریم و یوسف تعریف کردند.
سرانجام چوپان ها به صحرا و نزد گله های خود باز گشتند و این ماجرا را برای هر کسی که
می دیدند نقل می کردند و خدا را سپاس می گفتند!
در فاصله ای بسیار دور از آنجا، چندین حکیم اهل مشرق ستاره روشنی را دیدند و هم نظر
شدند که این علامت نشانه خداوند و به معنی این است که پادشاه جدیدی به دنیا آمده است.
آنها با عجله گله های شتر را بار کردند و عازم اورشلیم شدند.
در اورشلیم این حکیمان پرسیدند: «پادشاه تازه به دنیا آمده يهود کجا است؟ » هرودیس آنها
را به بیت لحم فرستاد. آن شب ستاره ای درخشان به سمت بیت لحم حرکت کرد. این ستاره
حکیمان را به منزل عیسی هدایت نمود.
حکیمان بی نهایت خوشحال بودند که عیسی را یافته اند! آنها پیشانی بر خاک نهاده و در
مقابل کودک تعظیم نمودند. سپس هدایای خود را از قبیل طلا، عطریات و مواد خوشبو به
او تقدیم کردند. شاید این روشی بود تا خداوند احتیاجات بندگان وفادار خود، یوسف و مریم
برآورده سازد.
لوقا 20 - 2:8
متی 12 -1:2